حقوق ۱۷ میلیونی در برابر هزینه‌های سرسام‌آور؛ بحران معیشتی معلمان تا کی؟

شکاف عمیق میان درآمد معلمان و هزینه‌های زندگی، امروز به یکی از جدی‌ترین چالش‌های نظام آموزشی ایران تبدیل شده است. معلمی که با فشارهای اقتصادی وارد کلاس درس می‌شود، ناگزیر بخشی از انرژی و تمرکز خود را صرف دغدغه‌های معیشتی می‌کند؛ موضوعی که مستقیماً بر کیفیت آموزش اثر می‌گذارد. هم‌زمان، آموزش‌وپرورش با کمبود نیرو، افت کیفیت آموزشی و افزایش تمایل به مهاجرت فرهنگیان مواجه است.

مقایسه سطح دریافتی معلمان ایران با برخی کشورهای منطقه، ابعاد این فاصله را روشن‌تر می‌کند. در حالی که حقوق معلمان در ترکیه حدود ۲۷۴ میلیون تومان برآورد می‌شود، میانگین دریافتی معلمان در ایران حدود ۱۷ میلیون تومان است؛ اختلافی چشمگیر که به یکی از محورهای اصلی گلایه فرهنگیان تبدیل شده است. بسیاری از معلمان می‌گویند با وجود علاقه به حرفه خود، چشم‌انداز روشنی برای آینده شغلی‌شان نمی‌بینند.

پیامد این وضعیت، کمبود نیروی انسانی در مدارس است؛ به‌طوری که نظام آموزشی برای جبران خلأ موجود، خواستار بازگشت حدود ۱۰ هزار معلم بازنشسته و نیروهای حق‌التدریسی شده است. در حالی که اعتراض به سطح حقوق بارها مطرح شده، رشد دستمزدها همواره از نرخ تورم عقب‌تر بوده است.

یکی از معلمان با اشاره به حقوق معلمان ترکیه می‌گوید حتی دریافتی ۵۰ میلیون تومانی نیز می‌توانست رضایت‌بخش باشد، اما حقوق‌های حدود ۱۰ میلیون تومان را توهین‌آمیز می‌داند. دبیر ریاضی ۴۰ ساله‌ای نیز عنوان می‌کند با وجود سال‌ها تدریس، هنوز نتوانسته ازدواج کند و تنها از طریق تدریس خصوصی توانسته بخشی از هزینه‌های خود را تأمین کند و پس از سال‌ها یک خودروی کوییک بخرد. او همچنان با خانواده‌اش زندگی می‌کند و این موضوع را برای خود تلخ می‌داند.

یک معلم پایه اول دبستان نیز تأکید می‌کند آموزش در این مقطع بسیار دشوار و حساس است و مسئولیت سنگین آن با میزان حقوق دریافتی تناسب ندارد. به گفته او، تصور عمومی درباره سادگی تدریس در پایه اول با واقعیت فاصله زیادی دارد.

برخی معلمان باسابقه وضعیت موجود را «نگران‌کننده» توصیف می‌کنند. دبیر تاریخ با ۲۷ سال سابقه می‌گوید آموزش باید در اولویت بودجه‌ای کشور باشد، زیرا بنیان توسعه هر جامعه‌ای محسوب می‌شود. او از همکارانی یاد می‌کند که برای تأمین هزینه‌های زندگی به فروش محصولات خانگی مانند ترشی، مربا یا سبزی خشک روی آورده‌اند. همچنین به موردی اشاره می‌کند که یک دکترای ریاضی برای پرداخت اقساط خانه‌ای ۶۰ متری با اقساط ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومانی، هفته‌ای ۵۰ ساعت تدریس می‌کند؛ در حالی که ساعت استاندارد تدریس ۲۴ ساعت است.

این دبیر تاریخ تجربه تدریس خود در مالزی را نیز مقایسه می‌کند و می‌گوید برای چهار روز کار در هفته حدود ۲۸۵۰ رینگیت دریافت می‌کرده و با بخشی از آن می‌توانسته خانه اجاره کند و زندگی مناسبی داشته باشد.

محمدرضا نیک‌نژادی، دبیر نمونه و کارشناس آموزش، میانگین دریافتی معلمان را حدود ۱۷ میلیون تومان اعلام می‌کند و می‌گوید برخی ۱۰ میلیون و برخی تا ۲۵ یا ۳۰ میلیون تومان دریافت می‌کنند. به گفته او، طی دو دهه گذشته افزایش سالانه حقوق حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد بوده، در حالی که نرخ تورم رسمی بین ۴۰ تا ۶۰ درصد اعلام شده است. او مقایسه می‌کند که کف دریافتی معلمان حدود ۱۵ میلیون تومان است، در حالی که سقف دریافتی در شرکت نفت به حدود ۵۵ میلیون تومان می‌رسد.

به اعتقاد نیک‌نژادی، کمبود واقعی معلم حدود ۱۳۰ هزار نفر است، نه ۳۰ هزار نفر؛ زیرا رقم پایین‌تر پس از استفاده از تمام ظرفیت‌ها از جمله افزایش ساعات کاری و نگه‌داشتن بازنشستگان به دست آمده است. حتی برخی معلمان سالخورده نیز پیامک دعوت به کار دریافت می‌کنند. افزایش ساعات تدریس گرچه ممکن است حدود ۱۰ میلیون تومان به دریافتی بیفزاید، اما فشار جسمی و روانی قابل توجهی ایجاد می‌کند و شکاف نسلی میان معلمان مسن و دانش‌آموزان نسل جدید را عمیق‌تر می‌سازد.

در چنین شرایطی، مهاجرت به گزینه‌ای جدی برای برخی معلمان تبدیل شده است. گزارش‌هایی از فعالیت معلمان ایرانی در کشورهایی مانند کانادا، عمان، ژاپن و برخی کشورهای اروپایی وجود دارد. کارشناسان معتقدند در بسیاری از کشورها، بازنشستگان به‌صورت داوطلبانه و محدود به آموزش بازمی‌گردند، نه به‌عنوان نیروی جبرانی دائمی؛ موضوعی که نشان می‌دهد چالش کمبود نیرو در ایران ریشه‌ای‌تر از یک راه‌حل موقت است.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد. نظرات شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.